» » » صفحه 8
+
سكوت
ادبیات / شعر

سكوت

     كاش ميدانستي من سكوتم حرف است       حرف هايم حرف است        خنده هايم حرف است  
+
من و ياد تو
ادبیات / شعر

من و ياد تو

سر به روی شانه های مهربانت می گذارم عقده دل می گشایم گریه بی اختیارم از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
+
خودت خواستی
ادبیات / شعر

خودت خواستی

خودت خواستی که من مجبور باشم برم جایی که از تو دور باشم تو پای منو از قلبت بریدی خودت خواستی که من اینجور باشم **** خودت خواستی که احساسم بشه سرد خودت خواستی نمیشه کاریم کرد می دیدم دارم از چشمات میفتم مدارا کردم و چیزی نگفتم ********* برام
+
رفیق نیمه راه
ادبیات / شعر

رفیق نیمه راه

چرا زل میزنی این گونه در چشمان گمراهم مرا در خود تماشا کن که من خود چشم در راهم   نقابت را به سو کش که تا شاید شود جاری مسیح روشنایی یا صلیبش در سحرگاهم
+
مرا ببخش
ادبیات / شعر

مرا ببخش

من تا تو فاصله ام مرا ببخش به خاطر ورق ورق لحظه هايي كه برايت مات كردم براي تمام سكوت هاي بي حيايي كه حاكم نگاهت كردم براي ذره ذره لبخندهايي كه از تو دزديدم براي شادي هايي كه به رنگ خاكستري كردم مرا ببخش براي سايه هايي كه بي هويت بر دلت انداختم مرا ببخش. . .
+
برای تولدت که حسرتش حک شده بر شعرهای بی وزنم
ادبیات / شعر

برای تولدت که حسرتش حک شده بر شعرهای بی وزنم

من هنوز منتظر دسته گل نرگستم هنوزم عاشق دل شکستتم هنوزم بعد نماز ؛ براتون دعا می خونم هنوزم حاکم قلبمو ؛ سهم شما می دونم ... هنوز هم باران ؛ اسمت ورد زبونه دعا می کنم همیشه ، عشقتو باقی بمونه من هنوز اخر حرفام اسمی از شما میارم... اسمتو برای زینت حرفام میارم
+
دریا هم بهانه بود
ادبیات / شعر

دریا هم بهانه بود

به لبخندت که زل می زنم لبانم هجوم خاطراتت را می چشد آرام سرت را که بر می گردانی گذشته مرا چنگ می زند و باز هم من و دلم تنها برای هم قصه می خوانیم ....  
بالا