+
برای تو شعر نوشتم
ادبیات / شعر

برای تو شعر نوشتم

می‌ توانستم گیلاسم را تا نیمه از شرابِ کهنه پر کنم می‌ توانستم یکی‌ از آن آهنگ‌های قدیمی‌ را بگذارم و آرام آرام خمارِ نوستالژی روزگارِ خوب شوم می‌ توانستم پا برهنه
+
ما عاشق همیم
ادبیات / شعر

ما عاشق همیم

دلم می‌خواهد فکر کنم تو اهل این‌جایی! اصلن فکر کنم تو الآن همین‌جایی، همین حالا کنار همین نوشتن‌ها کنار همین‌که فکر می‌کنم، همین‌که می‌بینم کنار همین سلام، علاقه‌یِ خوبم علاقه جانِ من  
+
باور کنید
ادبیات / شعر

باور کنید

 دیگر حساب مرا بلور کنید فکری به حال آخر این ماجرا کنید مرا به جاودانه شدن آشنا کنید دلم را برای آسمان گدایی کنید
+
تکرار
ادبیات / شعر

تکرار

باز باران با ترانه باز بغضی بی بهانه باز هر روز غرق تکرار باز سیگار پشت سیگار یادم آید خاطراتت خاطراتِ ماندگارت
+
من و ياد تو
ادبیات / شعر

من و ياد تو

سر به روی شانه های مهربانت می گذارم عقده دل می گشایم گریه بی اختیارم از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
+
خودت خواستی
ادبیات / شعر

خودت خواستی

خودت خواستی که من مجبور باشم برم جایی که از تو دور باشم تو پای منو از قلبت بریدی خودت خواستی که من اینجور باشم **** خودت خواستی که احساسم بشه سرد خودت خواستی نمیشه کاریم کرد می دیدم دارم از چشمات میفتم مدارا کردم و چیزی نگفتم ********* برام
بالا