» » » صفحه 4
+
شعر رنگ عشق
ادبیات / شعر

شعر رنگ عشق

رنگ عشق که از خودش تنفر داشت که از تمام دنیا تنفر داشت و فقط یکنفر را دوست داشت دلداده اش را و با او چنین گفته بود « اگر روزی قادر به دیدن باشم حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم عروس **** گاه تو خواهم شد »
+
امدن بهار
ادبیات / شعر

امدن بهار

  زمستان در حال رفتن و بهار در حال آمدن.... وهوا پرشده از دوستت دارم هایی که به بادها سپرده ام......... کاش پنجره ات باز باشد...
+
بهار
ادبیات / شعر

بهار

  آب زنید راه را هین که نگار می رسد مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد  
+
بدرود
ادبیات / شعر

بدرود

  برایِ زیستن دو قلب لازم است قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
بالا