» » » صفحه 8
+
سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیک
ادبیات / شعر

سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیک

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیک  دلم از مهر تو آکنده هنوز  دفتر عمر مرا  دست ایام ورقها زده است  زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست
بالا