» » » صفحه 9
+
تندیس می شوی بر دلم
ادبیات / شعر

تندیس می شوی بر دلم

  چشمانم را که می بندم و تو را تصور می کنم اخمی ساده  شیرین  صورتی رنگی می شوی با طعمی به معنای به دست که می برم تازه تکه ای از من میشوی تو در من و من بی تو کلام بی معنی قصه ای از جنس اشنا به عمق لبخندی از رود
+
ساخته تو ....
ادبیات / شعر

ساخته تو ....

 عبور که می کنم از یادت   ** کوچه میشوم بی رنگ مهتاب دگر آغوش نمی شود بی تو خاطره ات را ذره ذره آفتاب می کنم ** روزگار غم میشود بر سرم عشق دیگر من و تو ندارد باور کن   **   دلم را یخ بستم با لبخندت ابش کن باور کن این آسمان دیگر با مهتاب نیست
+
حسین مظلوم تر آقای هم عصر شماست
ادبیات / شعر

حسین مظلوم تر آقای هم عصر شماست

 از حسین مظلوم تر آقای هم عصر شماست العجل هاتان دروغ و کوفه هم شهر شماست گوشتان «هل من معین» صاحبش(عج) را کر شده؟ خب دلیلش لقمه های همچنان زهر شماست ادامه شعر در بیشتر بخوانید..
بالا